انتخاب بهترین رنگ برای سال جدید






نه زمین دست ماست، نه آسمان، نه حرکت کره‌ی زمین به دور خورشید و به دور خودش. نه باران و نه ...

ما بالاجبار آفریده شدیم. یعنی با اختیار خودمان نیامده‌ایم.

هنری که می توانیم با اختیار خودمان داشته باشیم این است که حالا که اینجا آمدیم بتوانیم از امکانات دنیا استفاده کنیم؛ به تعبیری ما با اختیار خود می توانیم کار خوب و بد بکنیم.
نقش نیّت در ارزش گذاری کارها

هنر ما در دنیا این نیت ما است. نیت‌ها به کارها ارزش می ‌دهد.

حدیث شریفى از پیامبراکرم (صلى الله علیه وآله) نقل کرده اند که آن حضرت فرمودند: اِنَّما الاَعمالُ بِالنّیات وَ لِکُلِّ امْرِىء ما نَوى;1 ارزش کارها به نیّت است و هر کس متناسب با نیّت خود بهره خواهد برد. البته، منظور از نیّت این نیست که انسان انگیزه خود را از انجام اعمال به زبان یا ذهن بیاورد و مثلاً بگوید: من این کار را براى خدا انجام مى دهم، بلکه منظور این است که انگیزه واقعى انسان از انجام عمل، رضاى خدا و یا رسیدن به پاداش هاى اخروى و یا دست کم، نجات از عذاب الهى باشد. براساس این حدیث اگر انسان کارى را به نیتى غیرالهى انجام دهد پاداشش همان خواهد بود و نزد خدا مزدى نخواهد داشت.

بنابراین آنچه به عمل انسان ارزش انسانی و الهی می دهد، پیوند آن عمل با خداوند و انگیزه الهی و نیت داشتن است.

اگر فرض کنیم که تمامى مردم سپاسگزار و قدردان کار شما گردند و به آن ارج نهند و هر قدر که آنان سپاسگزارى کنند، اینها همه زوال پذیر و نابود شدنى است. اگر این جهان خدایى دارد که ازلى و ابدى است و همه اعمال در نظر اوست و اوست که «یَعْلَمُ اَلسِّرَّ وَ أَخْفى‏ یَعْلَمُ خائِنَةَ اَلْأَعْیُنِ وَ ما تُخْفِی اَلصُّدُورُ» سر، و مخفى ‏تر از سر را مى ‏داند؛ حرکت چشم ها و آنچه را که قلب ها پنهان کرده مى ‏داند؛ چرا آدمى با او معامله نکند و سرمایه عمل را که بالاترین ارزش آورى انسان است، در نزد او ذخیره ننماید؟
چرا بنا را بر پایه‏اى استوار و خلل ناپذیر بنا نکنیم؟ چرا براى خداوند کار نکنیم و تنها او را طرف حساب خود قرار ندهیم که نه ناسپاس است و نه بى ‌اطلاع و نه ناتوان از پاداش و جزا؟

آنچه به عمل ما ارزش مى بخشد و آن را به خدا و عالم آخرت مرتبط مى سازد، نیّت قلبى ما است. کوچکى، بزرگى و ظاهر اعمال، نشان دهنده بى ارزشى و یا ارزش آنها نیست
کار آدم خوش نیت سوخت نمی شود

«وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَة» (بقره/138)، «صبغ» با (ص) و (غ) یعنی رنگرزی. صباغ یعنی رنگرز. رنگ خدا، رنگ الهی، «صِبْغَةَ اللَّه‏» (بقره/138) یعنی رنگ ‌آمیزی الهی. اگر کسی نیتش خوب باشد، اصلاً شکست ندارد.

ایام، ایام نوروز است. نیت این است که صله رحم برویم. می‌رویم در خانه‌ی عمه، عمو، خاله، دایی، خواهر، برادر، بستگان.

تا در خانه آنها می رویم می بینیم نیستند، نگوییم کاش نیامده بودیم، وقتمان هدر رفت! نه! این نیت شما به عنوان کار نیک ثبت می شود و از بین نمی رود.

می‌رویم مسجد به نیت نماز جماعت، آقای جماعت نمی آید.

نیت می کنیم به فقیر پول دهیم می بینیم در جیبمان پول نداریم ؛ همه ی این ها از بین نمی روند.

چنانچه در روایتی زیبا داریم که به مردم کمک کنید؛ «قُضِیَتْ أَمْ لَمْ تُقْض‏» (بحارالانوار/ج71/ص329) چه مشکلش را حل بکنی، چه مشکلش را حل نکنی، ثوابش را داری. چون نیت کردی مشکل را حل کنی.

چه کنیم در زندگی ما باختن نباشد؟

هر کس می‌ خواهد در زندگی‌اش باخت نباشد، نیتش را خالص کند. اگر برای خدا باشد، باختن در آن نیست. شما برای خدا خواستی صله رحم کنی. برای خدا خواستی صدقه بدهی. برای خدا مسجد رفتی. حالا پول در جیبت نبود. آقا در مسجد نبود. خاله در خانه‌اش نبود، باشد و نباشد مهم نیست. آدم مخلص هیچ وقت ار کارش پشیمان نمی شود.


اخلاص در نیّت، مانع بخل و حسادت

مخلص قهر نمی‌کند. در زندگی مخلص باختن وجود ندارد. مخلص همیشه در هر شرایطی راضی است. تسلیم محض است.

«صِبْغَةَ اللَّه‏» رنگ خدایی در زندگی فرد مخلص پررنگ است.

در روایتی زیبا داریم که به مردم کمک کنید؛ «قُضِیَتْ أَمْ لَمْ تُقْض‏» چه مشکلش را حل بکنی، چه مشکلش را حل نکنی، ثوابش را داری. چون نیت کردی مشکل را حل کنی

مخلص همه چیزها را خوب می ‌بیند. دل به خدا بسته، می‌گوید: لابد خدا اینطور می‌خواهد. تسلیم خداست. راضی است به قضا و قدر.

فرد مخلص نه گیر می دهد و نه زندگی خودش را گیر مسائل مختلف می کند؛ نمی گوید من بزرگترم او اول باید سلام می کرد! نمی گوید او دیدن من باید بیاید نه من! نمی گوید چون برای من هدیه نیاورد من هم نمی برم!

نمی گوید چرا من را دعوت نکرد، نمی گوید چرا جلوی پای من بلند نشد و ...

«صِبْغَةَ اللَّه‏» رنگ خدایی، اگر نیت خدا باشد... دیگر منتظر تعریف و تمجید از دیگران نیستیم و فقط و فقط کار را بریا خدا می کنیم و بس.


نتیجه بحث:

بنابراین آنچه به عمل ما ارزش مى بخشد و آن را به خدا و عالم آخرت مرتبط مى سازد، نیّت قلبى ما است. کوچکى، بزرگى و ظاهر اعمال، نشان دهنده بى ارزشى و یا ارزش آنها نیست; به بیان دیگر، ارزش کارها به کمیّت آنها نیست. در ظاهر قضیه، هیچ تفاوتى، مثلاً، بین خرج کردن پول در راه حلال و مصرف آن در راه حرام وجود ندارد، آنچه که موجب جدایى آنها از یکدیگر مى شود، نیّت انسان است. انگیزه و نیت است که ارزش اعمال انسان را مشخص مى کند.

به امید آنکه در این ایام نوروز و همه ی ایام زندگی رنگ خدایی را بر زندگی های خود زده و سعادت دنیا و آخرت را نصیب خود خانواده و جامعه ی خود کنیم.

فرآوری: زهرا اجلال

بخش قرآن تبیان

/ 0 نظر / 12 بازدید